شرکت اپل و داستان تولدهای دوباره؛

با کمی تأمل در تاریخچه‌ی شرکت‌های پر سابقه‌ی حوزه‌ی فناوری، می‌توان مشابهت‌ها و یکسانی‌های بسیاری را میان افت و خیزهایی که شرکت‌های بزرگ در طول حیات اقتصادی خود پشت سر گذاشته‌اند، مشاهده کرد. از جمله‌ی این شرکت‌ها می‌توان به دل، اچ‌پی و اپل اشاره کرد که هر کدام در برهه‌ای از حیات خود دچار مشکل شده‌اند و حتی تا مرز ورشکستگی و تعطیل شدن نیز پیش رفتند. آن چه که این شرکت‌های مشهور را از یکدیگر متمایز و ممتاز می‌سازد، نحوه‌ی مواجهه و روبه‌رو شدن تیم مدیریتی این سازمان‌ها، با شکست‌ها و ناملایمات در بازار است، مواجهه‌ای که برای برخی از این شرکت‌ها به تولدی دیگر و حیاتی دوباره تبدیل شد (مانند تجربه‌ی شرکت اپل پس از بازگشت استیو جابز در سال‌های میانی دهه‌ی ۹۰) و برای برخی دیگر تکرار مستمر شکست‌ها و ناکامی‌ها بوده و هست. (مانند اتفاقاتی که در چند سال اخیر در شرکت اچ‌پی شاهد وقوع آن هستیم.)

steve-jobs-3

نکته‌ی جالب توجه این که در نگاه اول، مخاطب گمان می‌کند، پس از تجربه‌ی بسیار موفقی که شرکت اپل در تبدیل ناکامی‌ها به کامیابی پشت سر گذاشته است، دیگر حتماً نسخه‌ی مورد استفاده توسط استیو جابز برای بازساز مجدد این سازمان به سرمشقی طلایی برای مدیران شرکت‌هایی که با مشکلات عدیده روبه‌رو هستند، تبدیل شده است. اما واقعیت موجود خلاف این ادعا را به اثبات می‌رساند و به نظر می‌رسد که هنوز مدیران شرکت‌های در حال سقوط با این تصور که می‌توانند از مسیری خلاف آن چه که جابز سال‌ها پیش آزموده است به مقصد مورد نظر خود برسند، بیش‌تر و بیش‌تر در گرداب مشکلات اقتصادی و مدیریتی فرو می‌روند.

تلاش برای بازگشت به مسیر موفقیت؛

شاه‌بیت تمام داستان‌های اوج و افول شرکت‌های فناوری، توانایی این سازمان‌ها برای رهایی از مسیر شکست‌ها و گام گذاشتن دوباره در جاده‌ای است که ره به سوی موفقیت دارد. شاید بهترین نمونه برای این تغییر مسیرها، تجربه‌ی استیو جابز و شرکت اپل باشد. استیو جابز با تولد مجدد شرکت اپل موفق شد تا بار دیگر تحسین کارشناسان حوزه‌ی آی‌تی را در رابطه با محصولات این شرکت بر انگیزد، مجدداً اعتماد از دست رفته‌ی مصرف‌کنندگان را جلب کند، فعالیت‌های شرکت اپل را بر روی موضوعات اصلی و پایه‌ای متمرکز نماید و از تمامی این موارد به عنوان مصالحی برای ساختن دوباره‌ی شرکتی که تا مرز نیستی پیش رفته بود، بهره بگیرد.

هنرمندی استیو جابز در این بود که زمانی که فرصت ابراز وجود مجدد در بازار را با دستگاه‌های آیپاد بدست آورد، از این فرصت طلایی برای جذب گروه تازه‌ای از مشتریان استفاده کرد و بدین ترتیب موفق شد تا در یک دهه‌ی آینده، جمعیت قابل توجهی از طرفداران دو آتشه را برای محصولات مختلفی که در شرکت اپل طراحی و تولید می‌شوند را به وجود آورد.

Steve-Jobs

در یک نگاه کلی، می‌توان فرمول بازگشت موفق اپل به رهبری جابز را در موارد زیر خلاصه کرد: شناخت لایه‌های مختلف بازار مصرف و پیش‌بینی نیازهای مصرف‌کنندگان احتمالی، گردآوری تیم اجرایی وفادار که می‌توانند از پس وظایف واگذار شده برآیند، تعدیل یک‌باره‌ی نیروها در مقیاس بالا (موردی که خیال کارکنان را از تعدیل‌های احتمالی در آینده آسوده می‌کند و باعث می‌شود تا پرسنل شرکت بر روی وظایف خود متمرکز شوند و به آینده و امنیت شغلی خود امیدوار باشند.) و داشتن استراتژی و برنامه‌ی بلند مدتی که بتوان سازمان در حال افول را حول محور آن مجدداً بازسازی کرد و به روزهای اوج بازگرداند.

حکایت تلخ شکست‌ها؛

در مقابل تجربه‌ی موفق اپل، می‌توان به شکست‌های پیاپی اچ‌پی اشاره کرد که با انتصاب افرادی که شناخت کافی نسبت به این شرکت نداشتند، در سکان مدیریتی سازمان آغاز شد. در واقع در چند سال اخیر مدیرانی که هر کدام چند صباحی هدایت اچ‌پی را بر عهده داشته‌اند، به هیچ‌کدام از فرمان‌های طلایی جابز توجه نکرده‌اند و شاهد بوده‌ایم که این شرکت در طراحی محصولات جدید، تصور درستی از نیازهای بازار نداشته است، از افراد متخصص در پست‌های سازمانی مناسب آن‌ها استفاده نمی‌کند، برنامه و استراتژی مشخصی برای آینده‌ی شرکت توسط تیم مدیریتی تدوین نشده است و در سال‌های اخیر این شرکت به صورت مستمر و در مقاطع زمانی مختلف با تعدیل نیروهای خود، امنیت شغلی و روانی را از کارکنانی که همچنان به ارزش‌های سازمان وفادار مانده‌اند نیز سلب کرده است.

شاید بهترین نتیجه‌گیری اخلاقی که بتوان از مقایسه‌ی داستان موفقیت و شکست اپل و اچ‌پی گرفت، اهمیت تیم مدیریتی و رهبری که هدایت سازمان را بر عهده دارد در اوج‌گیری مجدد یا سقوط بیش‌تر این سازمان‌ها باشد. بنابراین به نظر می‌رسد تا به رهبری که توانایی خلق ققنوسی جدید را از خاکستر سازمان در حال سقوط داشته باشد، دسترسی نداشته باشیم، نباید انتظار حرکت مجدد سازمانی از نفس فتاده را در مسیر پر افتخار موفقیت و بهروزی داشته باشیم.

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

یک دیدگاه

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *